عباس قديانى

670

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

سرتيپى در رأس ركن دوم ستاد ارتش قرار گرفت و تا تاريخ 20 / 11 / 1336 در اين سمت بود . در اين زمان وى با عنوان محترمانهء معاون دوم رياست ستاد ارتش از سمت فوق بر كنار شد و در تاريخ 26 / 11 / 1336 از سمت اخير نيز كنار گذارده شد و مدت كوتاهى بعد به اتهام طرح يك كودتاى نافرجام عليه پهلوى دستگير و در تاريخ 31 / 4 / 1337 به استناد مادهء 298 قانون دادرسى و كيفر ارتش ، از ارتش شاهنشاهى اخراج گرديد . فعاليت سياسى قره‌نى عليه رژيم پهلوى از اواخر سال 1335 ، در دوران حكومت حسين علاء آغاز شد و وى به تماسهاى پنهانى با گروههايى چون « جمعيت ترقيخواهان » ( احمد آرامش ) ، « جمعيت آزادى » ( حسن ارسنجانى و دكتر محمد شاهكار ) ، « جامعه ليسانسيه‌هاى دانشسرايعالى » ( محمد درخشش ) و عناصرى چون محمد باقر حجازى ، على اكبر مهتدى ، مهندس عبد الله و الا ( مدير مجله تهران مصور ) دست زد و از اوايل سال 1336 به تشكيل يك محفل سياسى دوستانه با شركت باقر پيرنيا ، دكتر حسن افشار ، هلاكو رامبد ، اسفنديار بزرگمهر و پرويز خوانسارى پرداخت . قره‌نى در تاريخ 8 / 9 / 1339 ، پس از گذرانيدن 2 سال و 8 ماه از محكوميت 3 ساله خود مورد عفو قرار گرفت و آزاد شد . او از سال 1341 فعاليت مجدد خود را آغاز كرد . در پى دستگيرى فردى توسط ساواك ، ارتباطات قره‌نى با آيت الله طالقانى و برخى محافل روحانى فاش شد و وى در تاريخ 05 / 1 / 1342 به همراه عده‌اى ديگر دستگير گرديد . در همين زمان ، اعلاميه‌اى با امضاء « اتحاديه افسران آزاد » منتشر شد كه دستگيرى قره‌نى به عنوان « افسرى وطن‌پرست و لايق و شريف » را به شدت محكوم كرد . سرلشكر سيد محمد ولى قره‌نى با پيروزى انقلاب در سمت نخستين رئيس ستاد ارتش جمهورى اسلامى ايران قرار گرفت و در تاريخ 3 ارديبهشت 1358 توسط گروه ضد انقلابى « فرقان » به شهادت رسيد . قزل ارسلان عثمان از اتابكان آذربايجان ( فوت 587 ه . ق . ) ملقب به مظفر الدين ايلدگز . پس از فوت ايلدگز پسر بزرگتر وى محمد جهان پهلوان به حكومت رسيد و برادر خود قزل ارسلان را به آذربايجان و اران امارت داد . پس از فوت جهان پهلوان قزل ارسلان در دستگاه طغرل سوم سلجوقى زمامدار شد ، ولى به زودى ميان او و طغرل به هم خورد و قزل ارسلان طغرل را محبوس كرد و مقدمات سلطنت خود را فراهم آورد ، اما در شعبان 587 ه . ق . شبى او را كشته يافتند و اين قتل را به فداييان اسماعيلى نسبت دادند . قزلباش ( تركى - سرخ‌سر ) ، عنوان طوايف مختلف ترك كه در ترويج مذهب شيعه و به دست آوردن سلطنت صفويه ، به سلطان حيدر و پسرش شاه اسماعيل اول يارى داد . قزلباشان از اتباع شيخ حيدر ( از حكمرانان صفوى ) بودند كه به دستور وى به‌جاى كلاه تركى ، كلاه سرخ رنگ ( تاج دوازده ترك ) بر سر گذاردند ( دوازده ترك رمز دوازده امام است ) . از همين جهت اينان موسوم به « قزلباش » يا « سرخ‌سر » گشتند . قزلباشان نيز در خدمت شاه اسماعيل بوده و نهايت اعتقاد را به او داشتند و حتى در بعضى اوقات شاه صفوى مجبور بود از غلو آنها جلوگيرى كند .